جغبوت با باى ابجد بر وزن فرتوت به معنى جغبت است كه پنبۀ لحاف و توشك و نهالى باشد و به اين معنى به جاى باى ابجد نون هم آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص271) 
- [بفتح جيم و ضم باى تازى و سكون غين معجمه] حشو بالش باشد. كذا فى التحفه و شمس فخرى جبغوت آورده [بتقيديم باء بر غين] و گفته: بيت در خرابات ريش خصمانش گشت در زير قحبگان جبغوت و در نسخۀ حليمى دو طريق آمده و در نسخۀ محمد هندو شاه [بتقديم غين ] آمده و جغبت [بوزن رفعت] نيز باين معنى آورده چنانكه شاعر گويد: نظم آن ريش نيست جغبت دلال خانهاست وقت جماع زير حريفان فكندنى و در فرهنگ نيز بهر دو طريق آمده اما به [جيم و ضم سوم] آورده بمعنى حشو بالش و نهالى و جامه و امثال اينها. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص345) 
(اسم) ← جبغت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص876) 
[اسم] [فارسی] جغبت و و رودۀ انباشتۀ از مصالح. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1102) 
پنبه آگند.طيان گويد : چون يكى جغبوت پستانبند او#شير دوشى زو بروزى دو سبو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص151) 